دكتر محمد مهدي گرجيان
126
قضاء وقدر ، جبر واختيار ( فارسي )
نيايد كه سلسله علل ومعلولات جهان ، منحصر است به أمور مادي ومحسوس ( 1 ) . در اخبار ورواياتى كه از رسول أكرم ( صلى الله عليه وآله ) با أئمة أطهار ( ع ) رسيده است ، مطلبي با اين مضمون به چشم مى خورد : ( اگر قضاء وقدر بيايد ، أسباب وعلل مخصوصا عقل وقوه تدبير انسان ، از كار مى افتد ) . اين مطلب در أدبيات فارسي وعربى ، به همين مضمون ، منعكس است . در ( جامع الصغير ) چندين حديث در اين معنا از رسول أكرم نقل مى كند ، از آن جمله : ( ان الله إذا أراد امضاء امر نزع عقول الرجال حتى يمضى امره فإذا أمضاه رد إليهم عقولهم ووقعت الندامة ) ( 2 ) . يعنى : ( هرگاه خدا بخواهد كارى به انجام رسد ، خردهاى مردم را از آنها جدا مى كند تا وقتي كه امر خود را به انجام رساند . همين كه به انجام رساند ، خردهاى آنان را به آنها باز مى گرداند ودر اين وقت است كه پشيمانى صورت مى گيرد ) . در تحف العقول از امام رضا - عليه السلام - روايت شده است : ( إذا أراد الله سلب العباد عقولهم فانفذ امره وتمت ارادته فإذا انفذ امره ردالى كل ذي عقل عقله فيقول كيف ذا ؟ ومن اين ذا ؟ ) . ( 3 ) ( هرگاه خدا چيزى را بخواهد ، عقلهاى بندگان را از آنها سلب مى كند وحكم خود را اجرا مى كند وخواسته خود را به پايان مى رساند ، همين كه حكم خود را اجرا كرد ، عقل هر صاحب عقل را به أو بر مى گرداند آنگاه أو مرتب مى گويد : چگونه شد كه اين كار شد ؟ از كجا اين كار صورت گرفت ؟ ) .
--> ( 1 ) - انسان وسر نوشت ، ص 57 ( چاپ جامعه مدرسين ) . ( 2 ) - به نقل از : كتاب انسان وسر نوشت ، ص 58 ( چاپ جامعه مدرسين ) . ( 3 ) - تحف العقول ، ص 442 .